راز نهفته

نوشته هاي محمد امين و دست‌نوشته هاي سلمان

خلاصه و تمام

۲۹ اسفند ۱۳۸۸

سال هشتاد و هشت برای همه ی مردم ایران پر تب و تاب بود، برای من بیشتر.

در این سال لجبازی و خباثت آدم های کم تحمل و صبر آدم های آینده نگر در هر جا مشهود بود. از بی فکری آدم های بافکر تا اسیر شایعه نشدن آدم های عامی؛ از دلسوزی آدم های بی ربط تا سنگ اندازی آدم های با ربط … از مردمی که رسانه ها گفتند تا مردمی که در خیابان حرف خود را زدند. اگر یک لحظه چشم باز می کردی فهم و درک را از جوزدگی و بی خبری و رسانه زدگی تشخیص می دادی … در یک کلام سال مردم فریبی رسانه ای بود انگار. اما از همه ی این حرف ها که بگذریم، سال پرمعنایی بود این سال هشتاد و هشت …

امیدوارم در سال هشتاد و نه، کمی بیشتر فکر کنیم و کمتر با طناب دیگران به چاه برویم.

نو روزتان پیروز

 

عاقبت

۱۶ اسفند ۱۳۸۸

منزلی که توش بزرگ شدم و هزار تا خاطره ی کوچک و بزرگ و تلخ و شیرین دارم، شده حسینیه … 

منزل احمدزاده

 خوشحالم که به خاطر دو زار پول خرابش نکردن

 

برای پسر بازیگوش

۲۸ بهمن ۱۳۸۸

سلام
اما ما … امروز خیلی چیزا به هم ریخته بود … چند روز بود اینترنت قطع بود … آنتی ویروس ها به روز نشده بود و ویروس هم مشاهده شده بود … خریدهامون نرسیده بود … آخوندی کلید کرده بود برنامه ش رو درست کنم … بندی … با همه ی کارمندای پارس آنلاین دعوا کردم … بالاخره اینترنت وصل شد … ساعت ۳ رفتم ناهار … خسته شدم.
… الان تازه میخوام برم خونه … باید استراحت کنم تا فردا ساعت هفت صبح دوباره بیام سر کار … دوشنبه ها میرم سر کلاس و با بچه ها زندگی می کنم. نفسی تازه می کنم و باز هم کار … کار … کار …
خستگیم درمیره وقتی یکی از فارغ التحصیلا میاد و میبینم کارش گرفته … رفته تو کار شبکه … یادش بخیر وقتی اول راهنمایی بود … موس رو از دمش می گرفت دستش …
پیر شدیما …

 

تلخ کامی از آنِ بدخواهان باد

۲۲ بهمن ۱۳۸۸

 

ای گنگ خواب دیده

۲۰ بهمن ۱۳۸۸

خواب را می شود بیدار کرد.

اما کسی که اصرار دارد خود را به خواب بزند … ارزش بیدار کردن هم ندارد!

 

Powered by WordPress    •    Entries (RSS)    •    Comments (RSS)    •    Special Thanks to Persian WordPress

WordPress Theme Design by Partnerstvo.ru & Translation byHamed Malek